بار الها....
در را بگشا نظری به سویم بیانداز هدیه ای برایت آورده ام دو دست تهی که به سوی تو دراز شده است و نور اشکی به پهنای صورتم که سوگند میخورد اگر به آسمان نگاه کرده است تنها ستاره هایی را دیده که به چشمان تو شبیه تر بوده اند.
میگویند تو گدایان شب را دوست میداری . آری درست است
منزل جناب آقای کیانی نسب
مکان: کیانشهرـبلوار امام رضاـ پشت مسجد امام رضا ـ خ هداوند میرزایی ـ بن بست سوم ـ(تابلوی هییت)
شرح برنامه: قرائت قرآن - با سخنرانی جناب حجةالسلام کیانی نسب ـ زیارت آل یاسین بامداحی برادران جواد ممیوند و سید مهدی بکایی
نوشته شده توسط سید مهدی در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ساعت 21:18 موضوع | لینک ثابت
« إِنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ، وَ لَوْ لا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا.»
“ما در رعايت حال شما كوتاهى نمی كنيم و ياد شما را ازخاطر نبرده ايم ، كه اگر جز اين بود گرفتارى ها به شما روى مى آورد و دشمنان، شما را ريشه كن مى كردند . از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد
نوشته شده توسط سید مهدی در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ساعت 21:9 موضوع | لینک ثابت
نگذاريد مكر بني ساعده تكرار شود
نكند حفظ ولي بر همگان عار شود
نكند حق علي در عمل انكار شود
محرم راز علي(ع)نخل و دل و چاه شود
سيلي خصم زبون نقش رخ يار شود
نكند گرد حمل توطئه اي ساز كند
حب دنيا سبب بستن ابصار شود
كوفيان ننگ شما باد اگر
دور تاريخ دگر باره نمودار شود
نكند مكر بني عاص اثر ساز شود
مالك از حكم علي باز خبردار شود
نگداريد خوارج به لب نهر رسند
نگذاريد كه اين حادثه تكرار شود
نكند باز معاويه خريدار شود
در نخيله حذر از جنگ به اجبار شود
نگذاريد كه اصغر به سر دست شود
نكند حرمله بي رحم كماندار شود
نگذاريد كه اهل حرمش خوار شوند
نگذاريد كه شام زينبش تار شود
نگذاريد امر ولايت به همين ختم شود
نكند ابن اميه به سر كار شود
نگذاريد كه مشروطه نمايان بشود
شيخ نوراني ما ملعبه دار شود
نكند پير خراباتي ما نوش كند
جام زهري كه پرازكينه اغيار شود
«نيليا» آنچه كه شدعبرت ابرار شود
نگذاريد كه آن فاجعه تكرار شود
نوشته شده توسط سید مهدی در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ساعت 21:4 موضوع | لینک ثابت
اللهم عجل لولیک الفرج
روزی به قصد دانستن جای تو
از همه پرسیدم :کجاست!
زمین گفت:من هم منتظرم!
هر چه میگردم نمی یابم.
آسمان گفت:چشمان من چنان بر زمین دوخته است
تاگر آمد چکه چکه بسرایمش.
دریا گفت:هر روز به چشمان آسمان خیره ام
تا اگر آمد موج موج خبر آمدنش فریاد کنم.
درخت گفت:قد میکشم
تا اگر آمد
برگ برگ آمدش را مهیا سازم.
ومن به خود گفتم :
کجاست؟ همه منتظرند!
پس من هم می نویسم تا اگر آمد
واژه واژه
همه احساس حیات را برایش افشا کنم
نوشته شده توسط سید مهدی در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ساعت 20:54 موضوع | لینک ثابت
۱)کار اندکی که ادامه یابد از کار بسیاری که از آن به ستوه آیی امیدوار کننده تر است.
۲)آن کس که تو را هشدار داد همانند کسی است که تو را مژده داد.
۳)فرصت ها چون ابرها میگذرند پس فرصت های نیک را غنیمت بشمار
نوشته شده توسط سید مهدی در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ساعت 20:48 موضوع | لینک ثابت
حسین(ع) هنوز مظلوم است، چون وقتی محرم می آید قدرت سامورایی ! شب ها در حسینیه لخت می شود و میانداری می کند وروزها مردم را لخت می کند وزورگیری..! وقتی محرم می آید...فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار را از بساطش جمع می کند وآخرین ورژن ! پوسترهای علی اکبر وحضرت عباس (ع) را در بساطش پهن...! وقتی محرم می آید ... ستار صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر یک ماه تکیه راه می اندازد و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل می مالد و یازده ماه هم سرشان شیره! وقتی محرم می آید...آقای صولتی تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه می کند و تا آخر سال هم مشتری هایش! وقتی محرم می آید...قادر روزهای تاسوعا و عاشورا قمه می زند و علم می کشد ولی در ماه رمضان سیگار از لبش نمی افتد! وقتی محرم می آید... سیامک چشم چران! که پاتوقش همیشه خدا نزدیک مدارس دخترانه است در دستجات عزاداری اسفند دود می کند!
وقتی محرم می آید... نیما پشت ماکسیمایش می نویسد " من سگ کوی حسینم" ولی هیچ وقت از چارلی ! سگ یازده ماهه اش دور نمی شود! وقتی محرم می آید... حاج مجید مداح معروف شهربابت هفت ساعت مداحی حقوق پنجاه روز یک کارگر را میگیرد! وقتی محرم می آید... جباری رئیس شرکت لبنیات شیر تو شیر! سی شب شیر صلواتی به خلق خدا می دهد و 335 روز هم با اضافه کردن آب شیرشان را می دوشد! وقتی محرم می آید... به جای آنکه ما بر مصیبت مولا بگرییم مولا بر مصیبت ما می گرید...وقتی محرم می آید ...حاج آقا زینتی نه شب مردم را به تقوی دعوت می کند ولی در شب دهم سر زود پایین آمدن از منبربا هیئت امنا دعوی می کند! وقتی محرم می آید... هیئت امنای مسجد...علیه السلام ، درست وقت اذان ظهر عاشورا اطعام عزاداران را شروع می کنند و بعد ازآن با انرژی و فلوت ! سینه می زنند و گریه می کنند ! وقتی محرم می آید ... کل یوم عاشورا یعنی ... 10 روز و شب غم ،گریه ...کل ارض کربلا یعنی ...چند مسجد و تکیه!
حسین(ع) هنوز هم مظلوم است
چون وقتی خورشید عصر عاشورا غروب میکند او هم می رود تا سال بعد ! تا یاد بعد!
نوشته شده توسط سید مهدی در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ساعت 20:34 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط سید مهدی در یکشنبه دهم آبان 1388 ساعت 22:14 موضوع | لینک ثابت
امام حسن مجتبی علیه السلام:
«قالَ الْحَسَن(علیه السلام) لِبَعْضِ وُلْدِهِ: یا بُنَىَّ لا تُواخِ أَحَدًا حَتّى تَعْرِفَ مَوارِدَهُ وَ مَصادِرَهُ فَإِذَا اسْتَنْبطْتَ الْخُبْرَةَ وَ رَضیتَ الْعِشْرَةَ فَآخِهِ عَلى إِقالَةِ الْعَثْرَةِ وَ الْمُواساةِ فِى الْعُسْرَةِ.»
امام حسن(علیه السلام) به یكى از فرزندانش فرمود: اى پسرم! با احدى برادرى مكن تا بدانى كجاها میرود و كجاها میآید، و چون از حالش خوب آگاه شدى و معاشرتش را پسندیدى با او برادرى كن به شرط این كه معاشرت، بر اساس چشم پوشى از لغزش و همراهى در سختى باشد.
امام حسن مجتبی علیه السلام:
«ما تَشاوَرَ قَوْمٌ إِلاّ هُدُوا إِلى رُشْدِهِمْ.»
هیچ قومى با همدیگر مشورت نكنند، مگر آن كه به رشد و كمالشان هدایت شوند.
امام حسن مجتبی علیه السلام:
«بَینَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ أَرْبَعُ أَصابِعَ، ما رَأَیتَ بِعَینَیكَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَیكَ باطِلاً كَثیرًا.»
بین حقّ و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشمت بینى حقّ است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیارى را بشنوى.
نوشته شده توسط سید مهدی در یکشنبه دهم آبان 1388 ساعت 22:4 موضوع | لینک ثابت

ابراهيم بن عباس مى گويد: من هرگز نديدم حضرت رضا(ع) به كسى ظلم كند يا سخن كسى را قطع نمايد يا حاجت كسى را در صورت قدرت رد كند يا در مجلسى پاهاى خود را دراز كند يا به نشانه بى احترامى نسبت به كسى، تكيه دهد يا بندههاى خود را ناسزا گويد يا آب دهان خود را بيرون بريزد يا صدايش را به قهقهه بلند كند؛ بلكه خنده آن حضرت تبسّم بود.
وقتى براى آن حضرت سفره مىانداختند، تمام بندگان و خدمتگزاران خود، حتى دربانان و چوپانها را در سر همان سفره مىنشاند. خواب آن حضرت بسيار كم و بيدارى اش زياد بود و بسيارى از شب ها تا به صبح نمى خوابيد.
روزه هاى مستحبى بسيار مىگرفت و هرگز سه روز روزه را در يك ماه ترك نمىكرد و مىفرمود كه آن روزه دهر است و آن روز پنجشنبه اول و پنجشنبه آخر و چهارشنبه اول از دهه دوم هر ماه است . صدقات سرى آن حضرت بسيار بود و اكثرا آنها را در شبهاى تار- بدون مهتاب- انجام مى داد. هر كس گمان كند كه مانند آن حضرت را ديده است او را تصديق نكنيد.
ابن ابى عباد، وزير مامون، شيوه زندگى امام(ع) را چنين يادآور شده است:
"حضرت على بن موسى(ع) در تابستان روى حصير مى نشست و فرش او در زمستان نوعى پلاس بود، دور از چشم مردم جامه خشن مىپوشيد و هنگام رويارويى با مردم، لباس معمولى مىپوشيد تا خودنمايى به زهد، تلقى نشود."
نوشته شده توسط سید مهدی در یکشنبه دهم آبان 1388 ساعت 22:2 موضوع | لینک ثابت

در عبور از گذر لحظه ها، در تپش مدام زمين و نگاه زهرآلود زمان، دستهاي ما تو را مي طلبد يا مولا!
مهر در سراشيب جاده ي عمل زير چرخهاي سنگين ستم له ميشود در نبودت!
تو ما را رها نخواهي کرد و ما هر روز و هر ساعت و حتي هر ثانيه در آرزوي زيارت رخ چون خورشيدت، دست بر آسمان داريم و در محمل نياز، از پروردگار بلند مرتبه، ظهور پرشکوه تو را تمنّا مي کنيم!
آقاي ما!
بيا که احساس نيازمند توست!
پرنده ها در سلام صبحگاه خود تو را مي خوانند و گلها به اميد نوازشت رخ مي نمايانند!
بيا که دستهاي نا توان ما در آرزوي ياوري تو مولا، شب و روز از گونه هامان قطرات شبنم را بر مي چيند و لطافت باران را به جاده هاي عشق مي پاشد، بلکه گلستاني بسازد از گلهاي ناز و اطلسي که فرش راهت باشد و خاک قدمت!
بيا که زمين تشنه ي محبت و سلام توست و زمان در نقطه ي انتظار ايستاده است...
نوشته شده توسط سید مهدی در یکشنبه دهم آبان 1388 ساعت 22:1 موضوع | لینک ثابت
منوی وبلاگ
درباره وبلاگ

من سید مهدی بکایی هستم حدود 10 سال میشه که نوکری آستان مقدس امام حسن (ع) جز, برجسته ترین افتخارات عمر من بوده...
فهرست اصلی
دوستان
آخرین نوشته ها
نوشته های پیشین
سایر امکانات
^ بالای صفحه ^
